تبليغاتX
بی خانه مان

بی خانه مان

بی خانه مان های رشت

بالاخره بعد از مدتها نشستیم و نامه ای را که قولش را داده بودیم نوشتیم

علی و محمد نامه را خواندند و مقداری توضیح دادند و نتیجه اینی شد که می بینید

حالا کی برسد دست استاندار با خداست

فعلا منتظر میمانیم ببینیم چه می شود

*

بسمه تعالی

جناب مهندس قهرمانی استاندار محترم گیلان

با سلام و احترام

این نامه یک نامه رسمی یا اداری نیست، نامه را شاید هرگز نبینید یا نخوانید، تنها از سر ادای تکلیف و به عنوان کمترین کاری که می‌توانستیم انجام دهیم خطاب به شما می‌نگاریم.

حتما شما هم کم و بیش دیده‌اید که برخی از همشهریان ما در کنار خیابان‌ها می‌خوابند و زندگی می‌کنند. این زندگی طاقت‌فرسا، این روزها با آغاز فصل پاییز و رو به سردی نهادن هوا سخت‌تر می‌شود و هرچه به زمستان که نزدیک‌تر می‌شویم، برجان‌فرسایی آن افزوده می‌شود.

می‌دانید که جامعه اسلامی جامعه‌ای است که درآن از فقر و فساد و تبعیض خبری نباشد و در حکومت اسلامی ننگ است اگر کسی گرسنه سر به بالین نهد و یا در خیابان‌ها بخوابد. هر انسان مسلمانی وظیفه‌ای در برابر برادر ایمانی خویش دارد که باید از عهده آن بر آید؛ این روزها که ماه مبارک را سپری می‌کنیم بیش از پیش این وظائف به چشم ما می‌آیند.

متاسفانه برخی مسئولان چشم خود را بر این مشکل بسته‌اند و برخی نیز این مشکل را خارج از حیطه‌ی وظائف خود می‌دانند و این گونه از زیر بار وظائفشان در می‌روند. شاید مشکل اینجاست که دقیقا مشخص نیست که جمع کردن، کمک، یاری و احیانا توانبخشی این انسانها بر عهده کدام سازمان، نهاد، بنیاد یا کمیته است.

دلیل اینکه این نامه برای شما نگاشته می‌شود نیز همین است؛ چرا که عالی‌ترین مقام اداری استان محسوب می‌شوید.

برادر گرامی؛ بزودی زمستان فرا خواهد رسید و روزهای سختی برای این هم‌میهنان ما آغاز خواهد شد؛ فرصت اندکی باقی است تا فکری برای این عزیزان کنیم.

جناب آقای استاندار، لابد در جریانید که چند سال پیش که حرکت، برای ساماندهی این افراد در تهران توسط دانشجویان آغاز شد نتایج خیری هم در بر داشت که یکی از آنها راه افتادن ستادی در تهران با عنوان "ستاد جمع آوری و ساماندهی متکدیان و بی خانمان‌ها" بود. تشکیل یا فعال کردن این ستاد خود می‌تواند قدمی بسیار خوب و گامی موثر در جهت کمک به این قشر از محرومان باشد.

راه اندازی گرم‌خانه‌ها -که در تهران توسط شهرداری صورت گرفت- به عنوان پناه‌گاه‌های موقت و سرپناه‌هایی که در مرحله‌ی اول به صورت فصلی خدماتی برای این محرومان ارائه دهد خود می‌تواند قدم مفید دیگری باشد.

استفاده از نهاد وقف و تشویق مردم برای شرکت در این امر خیر نیز می‌تواند راه گشا باشد.

آقای قهرمانی عزیز؛ اکنون که شما آمده‌اید تا به دور از دعواهای سیاسی و جدل‌های بیهوده و نافرجام، برای توسعه استان و محرومیت‌زدایی گام بردارید، خواهشمندیم با یک تصمیم اساسی و یک اقدام انقلابی، برای همیشه این معضل بزرگ و نگران کننده را از چهره شهر بزدایید.

باور کنیم همه این افراد دیوانه‌هایی که هوش و حواس خود را از دست داده و فرق بین سرما و گرما را نمی‌دانند نیستند، باور کنیم اسم کمک به محرومین، کارتن خواب‌ها و خیابان خواب‌ها، گدا پروری و گسترش فرهنگ تکدی‌گری نیست. برخی از این انسان‌ها بر اثر بیماری یا کهولت سن توانایی رفع نیاز‌های خود را ندارند و محتاج نگهداری هستند و دسته‌ای نیز نیازمند یاری و دست‌گیری هستند تا به زندگی عادی برگردند.

برادر بزرگوار، اینجانبان بنا به وظیفه انسانی و دینی خویش مبادرت به نوشتن این نامه کرده‌ایم و خدا را گواه می‌گیریم که هیچ انگیزه‌ی دیگری بر این اقدام مترتب نیست. هم‌چنین لازم است متذکر شویم که چنانچه از ناحیه آن جناب، اراده‌ای برای حل موضوع باشد، آماده هرگونه همکاری در این امر خیر هستیم، در غیر این صورت بنا به وظیفه و در حد توان و مقدورات خویش برای رفع و کاهش آلام این انسان‌های نیازمند، کوشا خواهیم بود.

دهم مهر ماه هزار و سیصد و هشتاد و شش

جمعی از جوانان شهر رشت

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 14:18  توسط من یا تو چه فرقی میکنه  | 

بانک صادرات 4 راه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 16:5  توسط من یا تو چه فرقی میکنه  | 

واقعا خسته ام. ولی لازم دیدم چند تا نکته رو اینجا بگم!

*

عزیزی که آمدی و فرمودی که از این کار استقبال میکنی و ما اینجا برنامه ریزی شو بکنیم . شما هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ کار گروهی در خدمت هستی لطف میکردی اسمی، ای میلی چیزی می گذاشتی تا ما می تونستیم از کمک شما بهره مند بشیم

*

برای لذت بردن از یک زندگی باید براش وقت گذاشت و تلاش کرد که زیباش کرد

*

تا اونجایی که من پرس و جو کردم کسی از این ستادی که توی پست قبلی صحبتش شد خبری نداره

*

متکدیان هم ماجرایی است که باید یک فکر اساسی برایش کرد

*

امیدوارم طرح امنیت اجتماعی شامل حال اینها هم بشود

*

نظرتون با نوشتن نامه و فرستادنشون برای مقامات استانی چیه!؟

*

فکر کنم اگه بتونیم امضاهای زیادی جمع کنیم موفق بشیم نتیجه ی خوبی بگیریم

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 22:17  توسط من یا تو چه فرقی میکنه  | 

اول و قبل از هر چیزی باید بگم که دولت وظیفه داره که این مسائل رو حل کنه و این قبل از هر کسی وظیفه دولته

ولی با همه اینها ما ها هم مسئولیم و این یه وظیفه انسانی که وقتی کاری وظیفه ی دولت نیست یا دولت در انجام وظائف خودش ناتوانه یا انجامش رو بعهده نمی گیره ما به عنوان آدم حداقل؛ باید نسبت به همنوعان خودمون مسئولیت پذیر باشیم و اون کارها رو انجام بدیم

یکی از راههاش هم اینه که به دولت، وظائفش رو گوشزد کنیم

*

حالا کارایی که باید انجام بدیم:

 

اول اینکه بدونیم ما چند نفریم و از چه کمکهایی میتونیم استفاده کنیم و چه کارایی میتونیم انجام بدیم چه کسایی قبل از ما چه کارایی انجام دادن

و اصلا سوای ایران چه کارایی تو دنیا انجام میشه

 

دوم اینکه ببینیم چه افراد و سازمانهایی مسئول انجام این کارند و چطور میتونیم این حرفا رو به گوششون برسونیم و چطور میشه تشویق یا تحریکشون کنیم یا مجبورشون کنیم که این کارا رو انجام بدن

 

*

از این دوستم که اینجا رو لینک کرده و همه کسایی که تا الان اینجا رو لینک و معرفی کردند و به اینجا سر زدند ممنونم

*

دوستانی که به این صفحه سر میزنن و دوست دارن که کمک کنند اسم و ای میل حودشون رو بذارن تا بشه از کمکهاشون استفاده کرد.

*

فرصت بکنم حتما یه چیزهای دیگه ای هم مینویسم

فعلا اینجا رو به بقیه معرفی کنید

هر کی که مایله اینجا بنویسه بگه تا براش یه نام کاربری اختصاص بدم

و خودش بیاد و حرفاشو بزنه

و راهاشو بگه

*

آخر سر هم اینکه یه ستادی توی تهران فعالیت میکنه تحت عنوان "ستاد جمع آوری و ساماندهی متكدیان و بی خانمان ها" کسی دقیقا میدونه کیا عضو این ستادن و چطور اداره میشه؟

واینکه آیا توی رشت همچین ستادی وجود داره یا نه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 13:0  توسط من یا تو چه فرقی میکنه  | 

خب اصلا نمیدونم دارم چی کار می کنم یا میخوام چی کار کنم
پس بذارین از اول بگم
این شهر یه تعداد بی خانمان داره که فکر نمی کنم تعدادشون از 200 نفر بیشتر باشه
مطمئن باشید بیشتر نیست
من خودم با کمک یه تعداد از دوستان یه بار برای یه تعداد از این آدمها لباس جمع کردم و اونایی رو که تو خیابونهای اصلی شهر شمردم از 30-40 تا بیشتر نبودن
حالا گیریم یه صد نفر هم اضافه تر
این شهر ششصد هفت صد هزار نفر آدم داره زشته که یه تعداد از دمهای همین شهر توی خیابون بخوابن

حالا امروز چهاردهم مرداده و تا اوائل پاییز که هوا سرد بشه ما دو ماه و نیم سه ماه وقت داریم
ببینیم چی کار میشه کرد که این آدمها تو خیابون نخوابن
هر کی هر کاری می تونه بکنه یا هر حرفی داره بیاد همینجا بگه یه همتی بکینم ان شاء الله میشه که دیگه شاهد این مساله نباشیم
اینجا رو تبلیغ کنید
و به دوستان همشهری معرفی کنید
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 16:39  توسط من یا تو چه فرقی میکنه  |